تبليغاتX
آویژه

آویژه

دانستنیها-موزیک-عکس-فیلم-برنامه

Nishabd 2007 

alt


Another (obviously ‘great’) movie rolls out of the RGV factory. Loaded as it is with stardom of Bollywood’s one man army – Amitabh Bachan, there can hardly be any doubts about performance. But when this superb performance is backed by some great direction to portray a bold script and finally edited by a master’s scissor, what one has is a delicacy that Bollywood rarely offers.

The plot is simple as the promos say, “he is 60, and she is 18… Some love stories are never meant to be understood”. The movie is totally focused to this one single story and hence there is no time for non-sense - no songs or extras for comedy.

The director has made the script sail very smoothly and naturally. From the beginning to the end the movie sticks to the reality criteria. Cinematography is simply superb. Camera movements are at their best as it is generally with Ram Gopal’s movies. The use of colors is excellent. Background music again has played a very important role and it has been used very beautifully enhancing the impact of the script. There are many long silent moments in the movie, where music speaks everything.

This is the first time I’ve seen Hindi words so beautifully used. Coming as it is from AB’s mouth, it gets all the more impressive with his perfect pronunciations and inimitable voice. Besides his voice, his facial expressions are a treat and one realizes how much he can actually say without speaking. The same though cannot be said about Jiah Khan who debuts in this movie. Her role luckily is that of a girl who has had very disturbed upbringing and so her behavior is supposed to be kind of confusing and irritating, for which it seems she didn’t have to act much. On the other hand Revathi has acted very well and has done full justice to her role as a house-wife.

The movie concludes amazingly. It is one of the most striking parts of the movie, and goes well with the reality standards that film has adhered by throughout. It is simple and pragmatic, that real life is never glamorous where “they live happily thereafter”. A perfect Ram Gopal Verma stuff. Recommended certainly!

http://worldsdown.net/blog/nishabd-2007.htmi
+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/11ساعت 12:24 بعد از ظهر  توسط حامد اسحاقیه  | 

نگاه توووووووووووو

 
 
+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/11ساعت 11:30 قبل از ظهر  توسط   | 

باز هم هوای حوصله ابری است!

ای جماعت چطوره احوالتون
 اي جماعت، چطوره حالات‌تون
قربون اون فهم و كمالات‌تون
گردنتون پيش كسي خم‌نشه
از سربنده، سايه‌تون كم‌نشه
راز و نياز و بندگي‌تون درست
حساب كتاب زندگي‌تون درست
بنده مي‌شم غلام دربست‌تون
پيش كسي دراز نشه دست‌تون
از لب‌تون خنده فراري نشه
خدا نكرده، اشكي جاري نشه
باز، يه هوا دلم گرفته امروز
جون شما، دلم گرفته امروز
راست و حسيني‌ش، نمي‌دونم چرا
بيني و بيني‌ش، نمي‌دونم چرا
خلافامون از سراختلاف نيست
خلاف خلافه، توش خطا خلاف نيست
فرقي نداره ديگه شهر و روستا
حال نمي‌دن، مثل قديما، دوستا
شاپرك‌ها به نيش مجهز شدن
غريب گزا هم آشناگز شدن


تنگ غروب، كه شهر پرشد از ?رپ
ما مونديم و يه كوچه علي چپ
خورشيده مي‌نشست كه ما پاشديم
رفتيم و گم شديم و پيدا شديم
رفتيم و چرخي دور ميدون زديم
ماه كه در اومد، به بيابون زديم
آخ كه بيابون چه شبايي داره
شب تو بيابون چه صفايي داره
شب تو بيابون خدا بساط كن
اون جا بشين با خودت اختلاط كن
دل كه نلرزه، جز يه مشت گل نيست
دلي كه توش غصه نباشه، دل نيست
اين در و اون در زدناش قشنگه
به سيم آخر زدناش قشنگه
دلم گرفته بود وغصه داشتم
منم براش سنگ تموم گذاشتم
نصفه شبي،‌به كوه تكيه كردم
نشستم و تا صبح گريه كردم
سجل و مدرك نمي‌خواد كه گريه
دستك و دنبك نمي‌خواد كه گريه

رولب‌مون هميشه خنده پيداست
مي‌خنديم،‌اما دل‌مون كربلاست

ساعت الان حدود چهار و نيمه
غصه نخور دادش، خدا كريمه
اشعرم اگه سست و شكسته بسته است
سرزنشم نكن، دلم شكسته است
آدم دلشكسته، بش خرج نيست
شعر شكسته بسته، بش خرج نست
جيك‌جيك مستونم كه بود برادر
فكر زمستونم نبود برادر
تا كه ميفته دندون‌هاي شيري
روي سرت مي‌شينه برف پيري
كميسيون مرگ مي‌شه تشكيل
درو مي‌شن بزرگتراي فاميل
از جمع بچه‌ها، بيرون بايد رفت
مجلس ختم اين و اون بايد رفت
يه دفعه، همكلاسي‌ها پير مي‌شن
همبازي‌ها پير و زمين‌گير مي‌شن
الك دولك، الاكلنگ و تيشه
تو ذهن آدما عتيقه مي‌شه
لي‌لي و گرگم به هوا، دريغا
قايم باشك تو كوچه‌ها، دريغا
رمق نمونده تا بريم صبح زود
پياده تا امامزاده داود
بي‌حرمتي با معرفت درافتاد
يه باره نسل لوطي‌ها ورافتاد
توي تنور خونه‌ها كلوچه‌
بوي پياز داغ توي كوچه
چطور شد؟ تموم شد، كجا رفت؟
مثل پرنده پر زد و هوا رفت

سرزده آفتاب از پشت بوم
ما مونديم و يه قصه ناتموم


بازم همون دوره بي‌سواتي
قربون اون حرفاي عشق لاتي
قربون اون ?مخلصتم، فداتم
قربون اون ?من خاك زيرپاتم
قربون اون حافظ روي تاقچه
قربون حسن يوسف تو باغچه
قربون مردمي كه مردم بودن
اهل صفا، اهل تبسم بودن
قربون اون دوره تردماغي
قربون اون تصنيف كوچه‌باغي
قربون دوره‌اي كه خوش‌بيني بود
تار سبيل‌ها چك تضميني بود
مرداي ناب و اهل دل نداره
شهري كه بوي كاهگل نداره
بوي خوش كباب و نون سنگك
عطر اقاقيا و ياس و پيچك
بوي گلاب و بوي دود اسفند
جمع قشنگ اشك شوق و لبخند
بوي خيار تازه،‌توي ايوون
تو سفره‌اي پر از پنير و ريحون
بوي سلام گرم مرد خونه
تو حوض خونه، رقص هندوونه
بوي خوش كتاب‌هاي كاهي
تو امتحان كتبي و شفاهي
قدم زدن تو مرز خواب و رؤيا
خدا، خدا، خدا، خدا، خدايا!
آي جماعت، چطوره احوال‌تون؟
چي مونده از صفاي پارسال‌تون؟
نگين فلاني از لطيفه خسته است
خداگواهه من دلم شكسته است
با خنده شماس كه جون مي‌گيرم
براي تك‌تك شما مي‌ميرم
حتي اگه فقير و بي‌پول باشيد
دلم مي‌خواد كه شاد و شنگول باشيد
خونه‌هاتون چرا خوش‌آب و رنگ نيست؟
چي‌شده؟ خنده‌تون چرا قشنگ نيست؟
حرفهاي گريه‌دار نمي‌پسندين؟
مي‌خواين يه جوك بگم كمي بخندين؟


خوشا به حال اون كه تو محله‌ش
هواي عاشقي زده به كله‌ش
كسي كه قلبش اتصالي داره
مي‌دونه عاشقي چه حالي داره
با اين كه سخته، بازدلنشينه
?تپش، تپش، واي‌از تپش? همينه
رد وبدل كه شد نگاه اول
بيرون مياد از سينه آه اول
دل مي‌گه هرچي‌بش بگي فوتينا
خواب و خوراك و زندگي فوتينا
عاشق شدن شيدايي داره والا
خاطرخواهي رسوايي داره والا
وقتي طرف توكوچه پيدا مي‌شه
توي دلت يه باره غوغا مي‌شه
آرزوهات خيلي دورن انگاري
توي دلت، رخت مي‌شون انگاري
صداي قلبت اون قدر بلنده
كه دلبرت مي‌شنوه و مي‌خنده
دين و مرام و اعتقادت مي‌ره
اون كه مي‌خواستي بگي، يادت مي‌ره
مي‌خواي بگي: ?فدات بشم الهي
مي‌گي كه: ?خيلي مونده تا سه‌راهي؟
مي‌خواي بگي: ?عاشقتم عزيزم
مي‌گي كه: ?من عاعاعاعا، چيچيزم!
مي‌خواي بگي: ?بيام به خواستگاري؟
مي‌گي: ?هواي خوبي داره ساري
كوزه ضربه ديده بي‌ترك نيست
حال طرف هم از تو بهترك نيست
مي‌خواد بگه، ?برات مي‌ميرم اصغر!
مي‌گه ?تمنا مي‌كنم برادر!
مي‌خواد بگه: ?بيا به خواستگاريم
مي‌گه كه: ?ما پلاك شصت وچاريم

  اول عشق و عاشقي نگاهه
نگاه مثل آب زيركاهه
بين شماها عشقو مي‌شه فهميد
از تونگاها، عشقو مي‌شه‌ فهميد
عشق، اخوي، آتيش زيرديگه
نگاه آدم كه دروغ نمي‌گه
نگاه مي‌گه: ?عاشقتم به مولا
به قلب من خوش‌اومدي،‌بفرما


حضور حضرت منيژه خاتون
چطوره حال بچه گربه‌هاتون؟
براي اون دهان و چشم و ابرو
هميشه بنده بوده‌ام دعاگو
زبس كه رفته عشق، توي قلبم
نوشتم اسمتونو روي قلبم
خداگواهه تا شما نيايين
از تو گلوم، غذا نمي‌ره پايين
شباهمه‌ش يادشما مي‌كنم
مي‌رم به آسمون نيگا مي‌كنم
شما رومثل ماه مي‌كشم‌ هي
شباهميشه آه مي‌كشم هي
كسي خبر نداره از قضايا
نه جي‌جي و نه مامي و نه پاپا
به جاي مارياكري و گوگوش
نوا رگريه‌دار مي‌كنم گوش
?قشنگترين پيرهنتو تنت كن
تاج سرسروري تو سرت كن
چشماتو مست كن همه‌جا رو بشكن
الا دل ساده و عاشق من...
دلم مي‌خواد كه از سرمحبت
به عشق من بدين جواب مثبت
بگين بله وگرنه دلگير ميشم
تو زندگي دچار تأخير مي‌شم
اگرجواب نه بياد تو نامه‌ت
خلاصه قهر، قهر تا قيامت!
فداي اون كه نه نمي‌گه مي‌شم
عاشق يك دختر ديگه مي‌شم
تو بي‌لياقتي اگر بگي نه
اند حماقتي اگر بگي نه
ببين تو آينه، آاخه اين چه ريخته؟
مثل تو صدتا توي كوچه ريخته!
تو خانمي؟ تو خوشگلي؟ چه حرفا...
حرف زيادنزن، برو بينيم باااا...

 
+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/10ساعت 5:32 بعد از ظهر  توسط  

بردی از یادم

هو
 
بردی از یادم       دادی بر بادم       با یادت شادم
دل به تو دادم       در دام افتادم       از غم آزادم
دل به تو دادم فتادم به بند       ای گل بر اشک خونینم بخند
سوزم از سوز نگاهت هنوز      چشم من باشد به راهت هنوز
چه شد آن همه پیمان       که از آن لب خندان
بشنیدم و هرگز       خبری نشد از آن
کی آیی به برم       ای شمع سحرم
در بزمم نفسی       بنشین تاج سحرم        تا از جان گذرم
پا به سرم نه جان به تنم ده چون به سرآید عمر خبرم ده
نشسته بر دل غبارغم    زانکه من در دیارغم    گشته ام غمگسارغم
امید اهل وفا تویی   رفته راه خطا تویی   آفت جان ما تویی
بردی از یادم      دادی بر بادم
 با یادت شادم
دل به تو دادم       در دام افتادم       از غم آزادم
دل به تو دادم فتادم به بند
ای گل بر اشک خونینم بخند
سوزم از سوز نگاهت هنوز  
 چشم من باشد به راهت هنوز
 
از پرویز خطیبی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/08ساعت 8:53 بعد از ظهر  توسط   |